معرفی
امپراتور پیلاف پس از سالها جستوجو، بالاخره به گویهای اژدهای ستارهی سیاه دست پیدا میکند؛ گویهایی که گفته میشود دو برابر از گویهای معمولی زمین قدرتمندتر هستند.
پیلاف درست در آستانهی برآورده کردن آرزوی سلطه بر جهان است که سون گوکو سر میرسد. در نتیجه، پیلاف آرزویش را خراب میکند و بهطور تصادفی گوکو را دوباره به یک کودک تبدیل میکند.
پس از برآورده شدن آرزو، گویهای اژدهای ستارهی سیاه در سراسر کهکشان پراکنده میشوند. اما گوکو متوجه میشود که اگر همهی آنها ظرف یک سال دوباره جمعآوری نشوند، زمین منفجر خواهد شد.
گوکو با همراهی نوهاش پان و ترانکسِ جوان راهی سفری ماجراجویانه در سراسر کیهان میشود تا گویهای ستارهی سیاه را پیدا کند و سیارهی زمین را از نابودی نجات دهد.