دکتر کنزو تنما یک جراح مغز ژاپنیِ مشهور است که در یکی از بهترین بیمارستانهای آلمان کار میکند. شبی سرنوشتساز، او برای نجات جانِ یک پسرِ کوچکِ بهشدت مجروح، اعتبار و آیندهی شغلیاش را به خطر میاندازد و او را به جای شهردار شهر—که قرار بود حامی مالی بیمارستان شود—عمل میکند. کمی بعد از این جراحی، موجی از قتلهای مرموز آغاز میشود و با وجود نبودِ مدرک قطعی، تنما بهعنوان مظنون اصلی مطرح میگردد.
به یک پزشک یاد دادهاند که همهی جانها برابرند؛ اما وقتی قتلهای دیگری هم در اطراف تنما رخ میدهد، باورهایش به لرزه میافتد و روشن میشود تصمیم آن شب پیامدهایی بسیار بزرگتر از چیزی داشته که میتوانست تصور کند. تنما زندگیاش را بهعنوان جراح پشت سر میگذارد و سفری را در سراسر کشور آغاز میکند تا رازِ پسری را که نجات داد، کشف کند.