نینا پس از درگیریهای فرانکفورت برای مدتی در رستوران کوچکی پناه میگیرد و با روسو، صاحب مهربان اما مرموز آن، نزدیک میشود. گذشته روسو و تمرینهای تیراندازی نینا نشان میدهد او هنوز درگیر سایه یوهان و تصمیمهای سخت پیش روست.