سون گوکو پسربچهای است که بهتنهایی در جنگل زندگی میکند—تا اینکه دختری به نام بولما در جستوجوی مجموعهای از اشیای جادویی به نام «دراگون بالها» با او روبهرو میشود.
گفته میشود این آثار جادویی، اگر هر هفت عددشان جمع شوند، یک آرزو را برآورده میکنند و بولما امیدوار است با آنها دوستپسری ایدهآل برای خودش آرزو کند. گوکو یکی از دراگون بالها را در اختیار دارد، اما حاضر نیست از آن دل بکند؛ بنابراین بولما پیشنهادی میدهد: اگر گوکو اجازه دهد از قدرت دراگون بال استفاده کند، او هم میتواند در این سفر بزرگ همراهش باشد. و اینگونه، ماجراجوییِ زندگیشان آغاز میشود.
آنها در این سفر تنها نیستند. در مسیر، با موتنروشی پیر و کوریرین—شاگردی مشتاق—آشنا میشوند؛ کسانی که گوکو همراهشان تمرین میکند تا برای مسابقات جهانی هنرهای رزمی قویتر شود.
اما همهچیز سرگرمی و بازی نیست؛ قدرت برآورده کردن هر آرزویی، بسیار خطرناک است و کسانی هستند که نیتهایی بسیار شومتر از آرزوی یک دوستپسر دارند. برای متوقف کردن سوءاستفادهکنندگان از این قدرت افسانهای، آنها تمرین میکنند تا مبارزانی نیرومندتر شوند و در این مسیر، با قدرت تازهیافتهشان به مردم اطراف نیز کمک میکنند.