معرفی
دورورو، یک دزد یتیم و نوجوان، با یک رونین قدرتمند به نام هیاکیمارو آشنا میشود.
پدر هیاکیمارو یک ارباب فئودال طمعکار بود که با ۱۲ شیطان پیمان بست.
او در ازای به دست آوردن قدرت زیاد، اعضای بدن پسرِ هنوز به دنیا نیامدهاش را به شیاطین بخشید.
به همین دلیل، هیاکیمارو بدون دست، پا، چشم، گوش، بینی و دهان متولد شد.
او را به عنوان نوزاد در رودخانه رها کردند تا بمیرد.
اما پزشکی به نام دکتر هونما او را نجات داد، بزرگ کرد و برایش اندام مصنوعی ساخت.
همچنین به او فنون شمشیرزنی یاد داد.
هیاکیمارو متوجه میشود هر بار که یکی از شیاطین را میکشد، یکی از اعضای بدنش بازمیگردد.
حالا او در سرزمینی ویرانشده از جنگ پرسه میزند تا شیاطین را پیدا کند و بدنش را پس بگیرد.