قلعه دایگو در آتش میسوزد و هیاکیمارو بعد از همه دردهایی که کشیده، باید با خشم، خانواده و بدن تازهاش روبهرو شود. دورورو هم کنار او میماند تا بفهمند راه آدم بودن، بعد از این همه تاریکی از کجا شروع میشود.
قلعه دایگو در آتش میسوزد و هیاکیمارو بعد از همه دردهایی که کشیده، باید با خشم، خانواده و بدن تازهاش روبهرو شود. دورورو هم کنار او میماند تا بفهمند راه آدم بودن، بعد از این همه تاریکی از کجا شروع میشود.