دورورو همراه هیاکیمارو به روستایی میرسد که مسافرها در آن بیرد و نشان ناپدید میشوند. روستا زیادی آرام و پولدار به نظر میآید، اما هیاکیمارو چیزی میبیند که بقیه با چشمهایشان از دیدنش جا میمانند.