هیاکیمارو و دورورو به سرزمین آباد دایگو میرسند؛ جایی که پشت نمایش قدرت و آرامش شهر، دیوار بانمون با شایعه نفرین و هیولاهای شبانه ترسناک شده. آنها با پسری آشنا میشوند که میخواهد از دیوار رد شود و به خانهاش برگردد.