دورورو و هیاکیمارو به روستایی میرسند که مردمش برای آرام کردن هیولایی شبیه ابر سیاه، یک دختر را قربانی میکنند. سارو، پسری تنها و سرسخت، از آنها کمک میخواهد تا خواهرش را از این رسم ترسناک نجات بدهد.