زندگی برای یاتو، خدای فرعی بدشانس، اصلاً آسانتر نشده است. او هنوز بیپول است، زیارتگاهی ندارد و شریک/سلاح/رگالیای او هم ذرهای برایش احترام قائل نیست. اوضاع وقتی بدتر میشود که بیشامون، یکی از مرگبارترین خدایان جنگ، قصد جانش را میکند. بیشامون یاتو را مقصر مرگ رگالیاهای گذشتهاش میداند و تا وقتی او را نکشد، دستبردار نیست.
اما حقیقت این ماجرا بسیار پیچیدهتر از چیزی است که بیشامون تصور میکند—و انگار کسی هم در سایهها مشغول دسیسهچینی علیه او است. آیا یاتو میتواند در برابر خدایی به قدرت بیشامون دوام بیاورد؟ یا اوضاع قرار است به شکلی خطرناکتر از همیشه پیش برود؟
در میان تمام این درامهای الهی و نبردهای مرگبار، یاتو هنوز باید راهی برای کمک به هیوری پیدا کند. اما هر راهی که پیش رو دارد، به از دست دادن او ختم میشود—و یاتو حاضر نیست چنین انتخابی را بپذیرد، به هر قیمتی.
پنج ین حتی ذرهای از دردسرهایش را هم جبران نمیکند!