هر کسی بخشی از وجودش رو داره که نمیتونه به هیچکس نشون بده.
در زمانی که کشورهای جهان درگیر جنگی شدید اما پنهان از جنس اطلاعات هستن، دو کشور اوستانیا و وستالیس سالهاست در وضعیت جنگ سرد به سر میبرن.
سازمان اطلاعاتی وستالیس، WISE، ماهرترین جاسوس خودش با اسم رمز «توایلایت» رو به مأموریتی فوقمحرمانه میفرسته: زیر نظر گرفتن دوناوان دزموند، رئیس حزب اتحاد ملی اوستانیا، کسی که تهدیدی جدی برای صلح بین دو کشوره.
این مأموریت با نام «عملیات استریکس» شناخته میشه؛ ماموریتی که شامل ساختن یک خانواده جعلی فقط در یک هفته میشه تا توایلایت بتونه به محفلهای اجتماعی مدرسه نخبهای نفوذ کنه که پسر دزموند اونجا درس میخونه.
توایلایت با هویت جدید لوید فورجر، یک روانپزشک، شروع به پیدا کردن اعضای خانواده میکنه. اما اوضاع اونطور که انتظار میره پیش نمیره…
دختری که به فرزندی قبول میکنه، آنیا، توانایی خوندن ذهن آدمها رو داره، و همسری که انتخاب میکنه، یور، در واقع یک آدمکش حرفهایه!
هر سه نفر برای حفظ منافع خودشون، مجبورن رازهای واقعیشون رو از هم پنهان کنن. به این ترتیب، زندگی مشترکشون شروع میشه در حالی که هیچکدوم هویت واقعی بقیه رو نمیدونه.
حالا صلح جهانی به دست این خانواده کاملاً غیرعادی افتاده؛ خانوادهای که قراره وارد ماجراجوییای پر از غافلگیری، طنز و احساس بشه.