معرفی
لارنس یک تاجر دورهگرد است که با ارابهای اسبکش انواع کالاها را از شهری به شهر دیگر میبرد. یک روز، او به روستایی میرسد و با دختری زیبا روبهرو میشود که گوشها و دُمی حیوانی دارد!
نام او هولو، گرگ دانا است؛ موجودی که محصولات پربرکت را به ارمغان میآورد. هولو آرزو دارد به سرزمین مادریاش بازگردد و لارنس پیشنهاد میدهد او را همراه خود ببرد.
و اینگونه، تاجرِ تنها و گرگ دانای تنها سفرشان را به سوی شمال آغاز میکنند؛ سفری که قرار است سرنوشت هر دویشان را دگرگون کند.