لارنس و هولو در مسیر رووینهیگن با نورا، چوپان جوانی آشنا میشوند که میتواند گرگها را از راه دور کند. حضور او سفر را امنتر میکند، اما بین حرفهای دوستانه، حسابوکتابهای تجاری و حساسیتهای هولو، فضای راه کمی پیچیدهتر میشود.