لارنس و هولو به شهر شلوغ پاتزیو میرسند؛ جایی پر از تاجر، سکه و فرصتهای تازه. هولو با شیرینی سیبها و هوش تیزش معاملهی پوستها را حسابی جالب میکند، اما پشت حرفهای ژرن بوی یک معاملهی مشکوک میآید.
6
نظر
LUFFI
4 هفته پیش
میگن با زن جماعت نباید چونه زد اینجا
1
Mostafa
هشتگ گرگ بارون دیده
2
پادشاه انیمه ها
بنده خدا رفت تو پاچش
1
ناکیوم
اولین کامنت 😎😂
ستاد نمره دهی
دارم ترید سبک هفت هشت قرن پیش رو یاد میگیرم 🤣🤣🤣🤣🤣 قهقه های ریز و زیر پوستی چون همه خوابن *