لارنس، هولو و نورا برای یک معامله خطرناک راهی جنگلی میشوند که گرگهایش عادی به نظر نمیرسند. باران، تاریکی و ترس از لو رفتن نقشه، سفرشان را پرتنشتر میکند و هر قدم میتواند دردسر تازهای بسازد.
3
نظر
ترلان و کارتال😉😜
گرگ بزرگ رو که دیدم فکم افتاد
باصذای بلند گفتم صدسال سیاه!
همه نگام کردند