لارنس برای یک معامله پرسود روی فروش زرهها حساب باز کرده، اما خیلی زود میفهمد بازار آنقدرها هم قابل پیشبینی نیست. بین بدهی، حرفهای نیشدار هولو و سایه دردسرهای کلیسا، سفرشان وارد مسیر پرریسکتری میشود.