معرفی
روزگاری، در سرزمینی دوردست، شاهزادهای زندگی میکرد؛ شاهزادهای نابغه.
این شاهزادهی نابغه در کنار مردمش میجنگید و آنان را به پیروزیهای بیشمار رهبری میکرد.
اما حقیقت این است که او در دل خود تنها یک آرزو دارد: اینکه همهچیز را رها کند و در آرامش و سکون زندگی کند.