معرفی
دنیا به دو جناح تقسیم شده است: انسانها و هیولاهایی به نام کاتاوارا. با اینکه تاما خودش یک کاتاواراست، انسانها را دوست دارد و سوگند میخورد از آنها در برابر شر محافظت کند؛ حتی اگر مجبور شود با همنوعانش بجنگد. در مقابل، برادرش جینکا—با اینکه بیشتر انسان است—از انسانها متنفر است. آنها بههمراه شینسوکه، شمشیرزنی ترسو که میخواهد قوی شود، راهی سفر میشوند.
وقتی این گروه از توطئهای برای آزمایش روی انسانها و تبدیلشان به هیولا پرده برمیدارند، تصمیم میگیرند عاملانش را شکست دهند؛ حتی اگر به معنای رویارویی با یک ارتش کامل از جنگجویان باشد.