معرفی
داستان فوشیِ جاودانه وارد دوران مدرن میشود.
پس از نبردهای رِنریل، فوشی مانند یک درخت، ریشههای خود را در سراسر جهان گسترش میدهد و برای نابودی ناکِرها میجنگد. صدها سال بعد، پس از آنکه مأموریتش به پایان میرسد، او در دنیای مدرن بیدار میشود.
فوشی حالا زندگی آرامی دارد؛ بدون تهدید دشمنان و در کنار دوستان ارزشمندش، چه قدیمی و چه جدید. اما این آرامش همیشگی نیست. سایههای شومی دوباره نزدیک میشوند؛ دشمنانی که این بار به ذهن و افکار نفوذ میکنند.
در این میان، فوشی با حقیقت اهداف خالق خود، «ناظر»، آشنا میشود. حالا با آزمونهای تازهای روبهروست و زمان آن فرا میرسد که فوشی مهمترین و سرنوشتسازترین تصمیم زندگیاش را بگیرد.