فوشی بعد از پیدا شدن دوبارهی نوکرها، بین مبارزه با تهدید تازه و رابطهی پیچیدهاش با میزوها گیر میکند. یک قرار ساده قرار است همهچیز را کمی روشنتر کند، اما سایهی میموری قلابی و تصمیمهای سخت، آرامش را از او میگیرد.