فصل سوم کینگدام
پس از کارزار موفق سانیو، ارتش چین (Qin)—از جمله شین که اکنون فرماندهی یگان هزار نفره است—یک گام دیگر به تحقق رؤیای شاه یینگ ژنگ برای یکپارچهسازی چین نزدیکتر میشود.
با در اختیار گرفتن یک پایگاه جغرافیایی حیاتی در سرزمین وی، چین نگاه خود را به سمت شرق و دیگر کشورهای درگیر جنگ معطوف میکند.
در همین حال، لی مو—استراتژیستی بیهمتا و نخستوزیر تازهمنصوبِ کشور ژائو—از آتشبس موقت میان ژائو و چین بهره میبرد تا بدون مزاحمت با دیگر کشورها وارد مذاکره شود.
ناگهان و بیهیچ هشدار قبلی، یینگ ژنگ خبر دریافت میکند که ارتشهای چو، ژائو، وی، هان، یان و چی وارد قلمرو چین شدهاند.
ژنگ که تازه متوجه هدف پنهان لی مو از این آتشبس میشود، بیدرنگ مشاوران خود را گرد هم میآورد تا برای مقابله با ائتلاف شش کشور که پشت دروازهها ایستادهاند، چارهای بیندیشد.
برای نخستین بار در تاریخ، کشور چین با نابودی کامل روبهرو میشود و ناچار است از تمام منابع و استراتژیهای در اختیارش استفاده کند تا از محو شدن از نقشه جلوگیری کند.