ماکوتو پس از پایهگذاری تجارتش در تسیگه، با ساکنان دمیپلین درباره زندگی تازه، مأموریتها و گسترش شهر گفتوگو میکند. همزمان تمرینهای او با کمان نشانههایی غیرعادی از قدرت پنهانش را آشکار میسازد.