معرفی
یوتو یوکودرا پسریه که همیشه توی ذهنش پر از فکرهای شیطنتآمیز و عجیبغریبه، ولی با اینکه خودش همچین آدمیه، هیچکس جدی نمیگیرتش و کسی به چشم یه پسر شیطون نگاهش نمیکنه!
یه روز میشنوه که یه مجسمهی گربهای هست که میتونه آرزوها رو برآورده کنه. یوتو هم میره پیش اون مجسمه تا دعا کنه بتونه هر وقت و هر جا دلش خواست، حرفها و فکرهای واقعیش رو راحت به زبون بیاره.
اما کنار همون مجسمه، با تسوکیکو تسوتسوکاکوشی روبهرو میشه؛ دختری از مدرسهی خودش که اونم یه آرزوی مخصوص داره: اینکه احساسات و نیتهای واقعیش اینقدر راحت از چهره و رفتارش معلوم نشه.
از همینجا ماجرای بامزه و عجیب این دوتا شروع میشه!