یوکودرا بعد از یک آرزوی دردسرساز، خودش را بیخانه و گیر افتاده کنار تسوکیکو میبیند. وقتی سر و کلهی آزوسا هم ناگهانی پیدا میشود، راز خدای گربه و آرزوهای عجیبش اوضاع را حسابی بههم میریزد.