ریچل و زک برای فرار از طبقهای پر از قبر و رازهای عجیب با هم راه میافتند؛ جایی که اسم ریچل روی یک سنگ تازه دیده میشود و هر قدم، نشانهای تازه از گذشته تاریک این ساختمان و آدمهایش رو میکند.