راکو ایچیجو وقتی بچه بود، با دختری که دوستش داشت یه قول مخفیانه داد. خودش یه آویز رو به یادگار نگه داشت و اون دختر کلیدش رو برداشت. راکو همیشه آرزو داره یه روز دوباره عشق قدیمیش رو پیدا کنه، اما سالها بعد، ورود پرسروصدای چیتوگه کیریساکی همه رویاهاش رو به هم میریزه.
راکو در ظاهر یه دانشآموز معمولیه، ولی خانوادهاش سرکرده گروه یاکوزای معروف شویی-گومی هستن. از اون طرف، چیتوگه هم دختر رئیس یه گروه رقیبه؛ برای همین راکو ناخواسته مجبور میشه نقش دوستپسر قلابی اون رو بازی کنه.
با اینکه این دو نفر مدام با هم کلکل دارن، کمکم همه رو قانع میکنن که رابطهشون واقعیه. اما ماجرا وقتی پیچیدهتر میشه که راکو میفهمه چیتوگه هم یه کلید مرموز از گذشتهاش داره؛ کلیدی که خودش چیزی ازش یادش نمیاد. تازه کوساکی اونودرا و ماریکا تاچیبانا هم با کلیدهای خودشون وارد ماجرا میشن.
حالا راکو وسط یه دردسر عاشقانه حسابی گیر افتاده، و وقتی کلاسشون برای جشنواره مدرسه نمایش رومئو و ژولیت رو انتخاب میکنه، اوضاع از همیشه سختتر میشه. این زوج قلابی میتونن نمایش رو نجات بدن؟