چیتوگه با پیدا کردن دفتر خاطرات و یک کلید قدیمی، میفهمد شاید قول کودکی را با راکو بسته باشد. شباهت عجیب خاطرات او و اونودرا، راکو را میان دو سرنخ گیجکننده میگذارد و رابطه ساختگیاش با چیتوگه را هم معذبتر میکند.