باران و آشوب، میبورو را وارد شبی سنگین میکند؛ جایی که نیو و تارو هرکدام باید با احساساتشان نسبت به سریزوا کنار بیایند. میان وفاداری، خشم و آموزش شمشیر، تصمیمهای سختی در سکوت شکل میگیرد.