نیکه که زیر فشار کلاسها و کارهای دربار خسته شده، با لیوی یواشکی به جشن شهر میرود تا کمی نفس بکشد. بین شلوغی بازار و دردسرهای کوچک، حضور یک مهمان غیرمنتظره حالوهوای قصر را عوض میکند.