معرفی
در یک شهر روستاییِ بهظاهر معمولی، اتفاقات عجیبی برای ساکنانش در حال رخدادن است. اما شیزورو چیکورا بیش از هر چیز نگران دوست گمشدهاش است.
شیزورو که مصمم است او را پیدا کند، بههمراه سه دختر دیگر سوار یک قطار متروکه میشود و راهی دنیای بیرون میگردد؛ بیآنکه بداند آیا زنده بازخواهند گشت یا نه.
آنها در مسیر ناشناختهها پیش میروند، و یک پرسش مدام در ذهنشان سنگینی میکند: در ایستگاه پایانی چه چیزی در انتظارشان است؟