هیدو بعد از نابودی مأمورهای مخفی، سراغ نیهیلو میرود؛ سلاح زندهای که میتواند ورق جنگ را عوض کند. همزمان الیا در روستای جنگلی، کنار کیا و یاویکا، از هنرهای کلامی میگوید و رازی را پنهان نگه میدارد.