در لیتیا، تارن برای جنگ با اوریتیا آماده میشود و داکای زاغی با یک شیء جادویی خطرناک وارد بازی قدرت میشود. همزمان حمله به کاروانها و احتمال حضور جاسوسها، شهر را وارد فضای پرتنش و مشکوکی میکند.