اوچی، نگهبانی با چشمهای تیز اما دلی پر از ترس و تردید، کنار گراس وارد کاری خشن و سنگین میشود. گفتوگوی آنها زیر آسمان پرستاره، نگاه او به زمین، بهشت و معنای امید را کمکم عوض میکند.