فوشی بعد از سالها دوری، دوباره با سایهی نگهبانان و نوکرها روبهرو میشود. دیدار با چهرهای آشنا او را وادار میکند به گذشته، دوستهایی که از دست داده و ترسی که از نزدیک شدن به آدمها دارد فکر کند.