معرفی
برای آیمی و نامی، عشق یعنی اینکه فقط با شنیدن یه صدای کوچیک هم بتونن از دور تشخیص بدن طرف موردعلاقهشون، کریو، همون نزدیکیهاست!
این دوتا دوست—و البته رقیب عشقی—مدام سؤالهای عجیب و «فلسفی» از هم میپرسن تا ثابت کنن عشقشون به پسری که انگار حتی نمیدونه وجود دارن، واقعیتره.
البته این موضوع جلوشون رو نمیگیره که هر شب مراسمهای عجیب برگزار کنن تا کیریو رو وارد خوابهاشون کنن…
اما وقتی پای انتخاب واقعی وسط بیاد، آیا دوستی خندهدارشون رو انتخاب میکنن یا یه شانس برای عشق؟