شین و نیروهایش با عجله خودشان را به شیانیانگ میرسانند تا از خانواده پادشاه محافظت کنند، در حالی که پایتخت در خطر افتاده است. همزمان ژنگ و لو بووی وارد گفتوگویی جدی درباره آینده چین و رؤیای یک کشور واحد میشوند.