ژنگِ نوجوان همراه زی شیا و چند همراه خسته، در راه برگشت به چین است؛ اما سوارهنظام ژائو از پشت سر نزدیک میشود. میان ترس، زخمهای قدیمی و امید به پادشاهی، او کمکم معنای تکیه کردن به دیگران را میفهمد.