فصل دوم کینگدام
یک سال پس از نبرد ویرانگر با دولت قدرتمند ژائو، کشور چین (Qin) بار دیگر تمرکز خود را بر تحقق آرزوی شاه یینگ ژنگ برای فتح شش کشور دیگر و یکپارچهسازی چین معطوف میکند.
هدف بعدی آنها وی است؛ کشوری کوچکتر که از نظر جغرافیایی، پل راهبردی مهمی در مسیر فتوحات به شمار میآید.
شین که اکنون فرماندهی واحدی سیصد نفره به نام یگان فِی شین است و بهسرعت در حال پیشرفت میباشد، همچنان در پی دستاوردهای بزرگتر است تا هم برای خود و هم برای سربازانش اعتبار به دست آورد؛ انگیزهای که از یادِ کسانی میگیرد که پیشتر در میدان نبرد جان باختهاند.
در نبردهای مقدماتی پیش از یورش چین به وی، شین با فرماندهان جوان دیگری روبهرو میشود که جایگاه اجتماعی بالاتری نسبت به او دارند و همین مسئله رقابتی سخت را رقم میزند.
در همین حال، در داخل چین، کاخ سلطنتی دچار آشوب میشود؛ جایی که جناحهای مخالف، حرکت خود را علیه حکومت یینگ ژنگ آغاز میکنند.
با درگیریهایی هم در خارج از مرزها و هم در داخل کشور، ژنگ و شین باید رهبری این دورانِ جنگهای بیپایان را بر عهده بگیرند؛ مصمم به اینکه با ساختن چینی یکپارچه، نام خود را در تاریخ جاودانه کنند.