کلی در روز استراحتش بیشتر با زندگی عجیب بل در دانجن آشنا میشود و دنبال سرنخی از پدر ناپدیدشدهاش میگردد. حرفهای هیولاها درباره «بادبُر» اما تصویری از پدرش میسازد که با خاطرات خودش جور درنمیآید.