معرفی
کِلِی، دزد حرفهای، در جستوجوی پدر گمشدهاش راهی یک دانجن ناشناخته میشود— اما برخلاف انتظارش، سرپرست دانجن به او پیشنهاد کار میدهد!
از آنجا که دزدی تا اینجا چندان برایش جواب نداده، شاید این مسیر شغلی جدید بتواند او را به پیدا کردن پدرش نزدیکتر کند. اما تغییر هرگز آسان نیست.
از مصاحبه با نگهبانان هیولا گرفته تا چیدمان تلهها برای سردرگم کردن ماجراجویان، کِلِی باید چیزهای زیادی یاد بگیرد تا بفهمد عضو «مردم دانجن» بودن واقعاً یعنی چه.