هایاتو بعد از مأموریت محافظت از ساکورا، وسط یک قرار پر دردسر با امیلیا گیر میافتد؛ اما ناپدید شدن ناگهانی ساکورا همهچیز را عوض میکند. او هایاتو را به جایی میبرد که برایش پر از خاطره و احساس است.