تابستون حسابی مغازه جادوگرهای مائباشی رو کلافه کرده، اما با نزدیک شدن تاناباتا همه دنبال راهیاند تا ماپو بیشتری جمع کنند. وسط کار، بیحالی چوکو و حرفهای کیوکا درباره دلیل جادوگر شدنش، حالوهوای گروه را شخصیتر میکند.