ریچل بعد از شکستن تصویرش از «خدا»، با زک روبهرو میشود و باید خودش تصمیم بگیرد چه میخواهد. میان ترس، خشم و یک قول عجیب، راه فرار از ساختمان هنوز مثل یک معمای خطرناک جلویشان است.