چیکا این بار تنها راهی توچیگی میشود و با قطارهای خلوت، باران و چند مقصد اتفاقی روبهرو میشود؛ از آبشار اژدها و غار ساکه تا کوچههای آرام و یک سوبافروشی پنهان که سفرش را گرمتر میکند.