ریکا و یوتا همراه بقیه به ساحل میروند تا در کافه خانوادگی کومین کمک کنند، اما حضور شیچیمیا و برگشتن توکا فضای آرام تابستانی را حسابی شلوغ میکند. بین کار، بازی و خیالپردازیهای همیشگی، ریکا با چیزی روبهرو میشود که کمی نگرانکننده است.