جاهی بعد از دزدیده شدن اوپارتس، هدیه مهم شاه شیاطین، حسابی بههم میریزد. دو با مهربانی همیشگیاش تصمیم میگیرد کمک کند و همین تلاش ساده، ماجرا را به یک خرابکاری بامزه و پر از سوءتفاهم تبدیل میکند.