تاناباتا در خوابگاه سیکا با شوخیها، آرزوها و حسهای پنهان بین روکورو، بنیو و مایورا میگذرد؛ اما پشت این فضای آرام، خبر ظهور یک باسارای خطرناک دوباره سایه جدی جنگیرها را نزدیک میکند.