ساکونا برای گزارش و پیشکش کردن اولین برنجش به پایتخت برمیگردد و دوباره کوکورووا را میبیند؛ دوستیای که زیر سایه حسادت، دلتنگی و فاصله مانده. همزمان، تفاوت برنج مادرش نگاه او را به الهه برداشت بودن عوض میکند.