ایچیو و همراهانش بعد از گرفتار شدن در دریا به جزیرهای کوچک میرسند؛ جایی که مردم از خدای اقیانوس حرف میزنند و پسری مرموز به نام ریو دوروبرشان پیداست. با نزدیک شدن طوفان، رازهای جزیره کمکم خودش را نشان میدهد.