نوزومو دوست دارد نویسنده شود، اما فعلاً فقط بهدنبال پیدا کردن داستان درست است. یک روز در راه بازگشت از مدرسه، اتفاقی با چند نفر برخورد میکند و با اینکه تصادفی بوده، شروع به اذیتکردنش میکنند؛ تا اینکه مردی مرموز به کمکش میآید. نام او ایچییو است و در جستوجوی خدایان است.
نوزومو ایچییو را راهی میکند، اما خیلی زود با تنکو روبهرو میشود که بهدنبال استادش میگردد. نوزومو باعث میشود ایچییو و تنکو—و رابطهی پرتنش و آزاردهندهشان—دوباره به هم برسند و از این طریق، نگاهی به دنیایی دیگر پیدا میکند.
این دو مرد در سفری برای یافتن خدایان هستند. جهانی که زمانی بر پایهی چهار خدای شرور استوار بود، حالا دچار بحران شده است. با آواز و رقص، این کاشیکانها هستند که باید خدایانی را که از بند گریختهاند، دوباره بازگردانند…